علاوه بر تئوريهاي شخصيتي، رفتاري و اقتضايي كه به آنها اشاره شد. تئوريهاي جديد ديگري نيز در مورد رهبري توسط برخي از پژوهشگران عنوان شده است:

۴-۱ -  تئوري اسنادي رهبري

     اين تئوري بر مبناي تئوري اسنادي استوار است. اين تئوري توسط كلي و هايدر ارائه شده است. اين تئوري بر مبناي علت- معلولي مي باشد. به اين گونه كه وقتي ما رفتاري را مي بينيم به دنبال علت آن مي گرديم و علتها را به آن نسبت مي دهيم. يعني اگر يك رهبر يا مدير عملكرد پايين كاركنانش را به عدم تلاش و سهل انگاري آنها نسبت دهد ( عامل دروني) ممكن است به توبيخ يا اخراج آنها اقدام كند. ولي اگر يك رهبر يا مدير عملكرد پايين زيردستانش را به وظايف، كار زياد و عدم تشريح وظايف از ناحيه مدير ( عوامل خارجي ) نسبت دهد، ممكن است به رفع اين عوامل بازدارنده اقدام كند.

 

۲- ۴ -  تئوري رهبري فره مند

     اين تئوري در سال 1971 توسط رابرت هاوس عنوان شده است. طبق اين تئوري پيروان و زيردستان اگر رفتارهاي خاصي از رهبر به عنوان عطيه الهي ببينند، به رهبر اعتماد و اطمينان كرده و عملكرد خود را توسعه مي دهند. صفاتي را كه رابرت هاوس از رهبر كاريزماتيك عنوان كرده است شامل اعتماد به نفس، تسلط بر خويشتن، اعتماد راسخ به باورها و اهداف و نياز به نفوذ در زيردستان مي باشد. مطابق با اين تئوري زيردستان رهبر خود را بدون هيچ شرط و شروطي مي پذيرند، به آنها وابسته بوده، آرمانهاي آنها را قبول داشته و مشتاقانه از رهبر خود اطاعت مي كنند و به سهيم بودنشان در موفقيت گروه اعتقاد دارند.

 

۳- ۴-  تئوري جايگزيني رهبری

     طبق اين تئوري، ويژگيهاي فردي و سازماني در توانايي رهبر در نفوذ بر زيردستان اثر مي گذارد. ويژگيهاي فردي كه بر نفوذ رهبر در زيردستان تأثير مي گذارد عبارتند از : دانش، نياز به استقلال، اهميت قائل نبودن بر بر پاداشهاي سازماني، مهارت، تجربه و … وقتي شرح وظايف هر فردي كاملأ مشخص باشد، نياز به رهبر هدايتي كاهش مي يابد.

 
۴-۴  -  تئوري رهبري عملگرا و تحول گرا

     اين تئوري توسط برنارد باس عنوان شده است. رهبران عملگرا رهبراني هستند كه آنچه را كه زيردستان براي رسيدن به هدف نياز دارند، مشخص مي كنند. اين نيازها و شرايط را طبقه بندي و پيروان را هدايت يا تحريك مي كنند تا با افزايش عملكرد خود به اهداف دست يابند. رهبران تحول گرا، رهبراني هستند كه به پيروان روحيه و الهام مي بخشند و جهت تأمين اهداف آنها را هدايت مي كنند. در حقيقت رهبر تحول گرا پيروان خود را تحريك مي كند تا بيش از آنچه انتظار مي رود كا كنند و به آنها تلقين مي كند كه به خاطر گروه، منافع فردي خود را اعتلا بخشند و درصدد شكوفايي برآيند.

 

منابع:

- مصدق راد، علی محمد. درسنامه سازمان و مدیریت تخصصی بیمارستان (2)، انتشارات دیباگران تهران،  ۱۳۸۳

- مصدق راد، علی محمد. مدیریت خدمات بهداشتی و درمانی، انتشارات دیباگران تهران،  ۱۳۸۳